اميرعلياميرعلي، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

اميرعلي

لالا

1392/9/22 17:58
نویسنده : مامان آزي
351 بازدید
اشتراک گذاری

امیرعلی شدیداً به بالش (لالا) انگری بردز وابسته شده بود و همه جا اونو دنبال خودش می برد.

با وجودی که خودش پارچه جدید بن10  راانتخاب کرده بود ولی اصلا اجازه استفاده  از اونا نمی داد.

این اواخر هم  لالا شده بود اسب جومونگ ،  سوارش میشد و با تسو مبارزه می کرد !

این وابستگی شدید اصلا خوشایند نبود. منتظر فرصت مناسبی بودم  که زمان کافی برای ترک این عادتش داشته باشم . تعطیلات دهه اول محرم این فرصتو فراهم کرد. شب بعد از خوابیدنش لالای انگری بردز رو با بن10 عوض کردم .

پسرخان صبح بیدار شده گریان وناراحت...

امیرعلی : لالا کو؟

مامان آزی : (ضمن اشاره کردن به لالای بن10) ایناهاش!

امیرعلی: نه، لالای انگری بردزما می خوام!

مامان آزی : ای وای کجا رفته ؟ حتماً پرنده ها پر زدن و رفتن به جنگ خوکای سبز!

امیرعلی : برگردن

مامان آزی : نمیشه ، چون تولدت انگری بردز بوده و تمام شده اوناهم رفتن و دیگه بر نمی گردن.

امیرعلی : (با هیجان خاصی) خب دوباره تولد انگری بردز میگیریم  برگرده.

مامان آزی: باید تا سال دیگه که دوباره تولدت بشه صبر کنیم ... ولی به نظر من  قشنگ نیست دوبار تولد انگری بردز بگیریم !

دقایقی بعد ...

امیرعلی : مامان تولد بن10 بگیریم که لالای بن10 هم بپره و بره ، بعد دوباره لالای انگری بردز برگرده ...

و بالاخره این قبیل سوال و جوابا و تلاش برای پیدا کردن راه بازگشت لالای انگری بردز تمام شد.

از اونجایی که امیرعلی پسریه که سعی می کنه خودشو با شرایط وفق بده خیلی اذیت نکرد و حالا لالای بن10 مورد قبول قرار گرفته البته بدون وابستگی !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

حسن
23 آذر 92 22:53
آخه آدم چی بگه وروجک
مامان کیامهر
28 آذر 92 13:32
امیر جان مکالماتت را عشق است
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به اميرعلي می باشد